پير آمده ژوبر ( مترجم : على قلى اعتماد مقدم )

پيشگفتار مترجم 4

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى )

فصل هشتم : بروز طاعون در بايزيد - يكى از زنان محمود پاشا دچار طاعون شد و مرد - صالحه وسايل آگاه كردن دربار ايران را از گرفتارى ما فراهم نمود - پاشا نيز دچار طاعون شد - او مىخواست كه ما را نابود كند - دلاورى و جوانمردى محمود آقا - مرگ پاشا - احمد بيگ پسرش جانشين او گرديد - او نيز در پى آن بود كه ما را از پاى درآورد - طاعون به نوبهء خود او را دچار كرد - آشفتگىها و پشيمانىهايى كه او دچار شده بود - مرگ او - ابراهيم عمويش جانشين او گرديد . 49 فصل نهم : دربار ايران ما را مطالبه كرد - ابراهيم پاشا فرمانهاى باب عالى را پذيرفت - ما از سياه چال بيرون آمديم - پاسخ باب عالى - مذاكرات ميان يوسف پاشا و ابراهيم پاشا - ما بايزيد را ترك گفتيم . 57 فصل دهم : كردستان - بخش طبيعى اين سرزمين به شمالى و جنوبى - محصولات اين دو ناحيه - تقسيمات ديگرى از كردستان به دو بخش ، كه يكى از آنها در بخش تركيهء آسيا و ديگريش در شاهنشاهى ايران واقع است - اخلاق و عادات كردها - تمرين‌ها ، صنعت و تمايل آنها به دزدى - كردهاى چادرنشين زمستان خود را به چه طرزى مىگذارند - مهمان نوازى آنان - احترامى كه كردها معمولا براى سياه‌بختان دارند . 63 فصل يازدهم : از بايزيد بيرون آمديم - به طوپراق قلعه رسيديم - جدك يا تنگ كوسه داغ - خطرهاى اين تنگ - ما به اردوگاه يوسف پاشا رسيديم - پذيرائى اين سردار از ما - شرح تصوير او . 73 فصل دوازدهم : شرح سرزمين جانيك - جنگى كه در اين سرزمين رخ داد - يوسف پاشا ناگزير شد كه به حيله دست ببرد تا مردم آنجا را فرمانبردار كند - گريز طاهر ، پاشاى جانيك . 81 فصل سيزدهم : امنيت ارمنىهائى كه در جلگهء اندرس در زير حمايت يوسف پاشا مىزيستند - اختلافى كه ميان ارمنىهاى دهات و شهرها مىبينيم - فرمانهاى باب عالى به يوسف پاشا ، جوانمردى اين سركرده - مؤلف اردوگاه عثمانى را با يكى از افسران پاشا ترك مىكند - ارزنجان - جدائى طوروس به دو رشته - ايليجه - جنس - آش قلعه - پيرامون ارزنة الروم - ما خط مستقيم را ترك مىگوئيم - آلاوير - كوللى - كوزلى - استنكافى كه در اين دهكده با آن مواجه شديم - پيرامون وان . 87 فصل چهاردهم : ما در ملاذگرد از شعبهء جنوبى فرات گذشتيم - يزيدىها - ما به يك دسته از اين راهزنان برخورد كرديم - زبردستى راهنماى ما براى بيرون آوردن ما از پريشانى و هول - شيخ يك خانقاه - دورنماى درياچهء وان - آب شدن برفها در ارمنستان . 97 فصل پانزدهم : رسيدن به وان - ملاقات فيض اللّه پاشا - توطئه‌اى كه بر ضد او چيده شد - بازداشت و كشتن او - شرح وان - عزيمت از آن شهر . 103 فصل شانزدهم : ما از شهر وان با نگهبانان تازه‌اى بيرون آمديم - يك سركردهء كرد ما را مهمان‌نوازى كرد - موسى بيگ از ما خوب پذيرائى نمود - تصويرى از اين شاهزادهء جوان - ما از مرز ايران گذشتيم - صحنه عوض شد - ما به خوى رسيديم . 111